…………………….…
◾امینرضا ابراهیمی
واژههایی نظیر «اعتیاد» و «معتاد» با بار منفی معنایی، همیشه در تاریکترین گوشهی ذهن آدمها جای گرفته و خود به تنهایی بیان کننده خصلتهای ناخوشایند افرادست اما شاید بتوان از زاویهای دیگر نیز به این معضل اجتماعی بپردازیم؛
بیتردید افرادی که در دام اعتیاد گرفتارند، دو دستهاند:
دستهی نخست که زندگی و ظاهر آنان بیانگر شرایط خاص آنهاست. با لباسهایی مندرس، چهرهای خسته و دستهایی نیمسوخته که معمولا از همه جا طرد میشوند. اما دستهی دوم افرادی هستند که ممکن است هیچ وقت مردم متوجه اعتیاد و اوضاع پشت پردهی آنان نشوند؛ برخی آدمهای معروف؛ پزشکان ، تاجران، بازیگران سیاستمداران و…
علت این که دستهی دوم اینگونه، خاموش در دام اعتیاد گرفتارند و ظاهرا، مشکلی در زندگی روزمره آنان مشاهده نمیشود ،تمکُن و اطمینان مالیست که در واقع پول، چهرهی ظاهری آنان را ماستمالی می؟کند. اما دستهی اول گاهی مجبورند از بهای لباس و خوراک خود و خانواده برای درمان درد اعتیاد، هزینه کنند و به هرکار خفتباری دست بزنند.
و اما چرا اعتیاد تا این اندازه زشت و رقت بار است؟!
چرا کسی به ژرفای زندگی این آدمها فکر نمیکند؟ اینکه چرا و چگونه دراین باتلاق افتادهاند، این که حقیقت زندگیشان چیست؟! اینکه آیا بیمارند یا مجرم؟!
و چرا فرد معتاد برای تسکین درد خود به هر دری میزند و عملا بندهی مواد مخدر شده است.
دراین راستا موقعیت اجتماعی معتادان در میزان برخورد و موجه ما با مسئله ی اعتیاد آنان کاملا تاثیر گذار است! یعنی یک دکتر معتاد برای ما کاملا قابل احترام است اما یک معتاد بی نام ونشان را گاهی در حدواندازه یک تبهکار، قضاوت میکنیم این در حالی ست که فرد معتاد بیشترین آسیب را به خود میرساند….
این همه از خصلتهای منفی افراد معتاد گفته شده اما در واقع انسان هایی مهربان تر و زجر کشیده تر از سایر افراد جامعه هستند اما مشکلات و سختی های زندگی این چنین سرنوشتی برای آنان رقم زده است
کاش مهربانانه تر به این همنوعان نشسته در غبار بنگریم و امید داشته باشیم و دعا کنیم که؛ روزی گرفتاران ابن دام بلا، دنیای پاک و بی آلایشی را تجربه کنند.
ای کاش چشمها را بشوئیم و آدمهای آسیبدیدهی را جور دیگر ببینیم!