یادداشتی بر مجموعه شعر “جامەکەێل بێ دەنگی”

IMG_20220217_134619_829

……………………..

● نورمراد رضایی

نعمت داودیان متولد ۱۳۴۲ ، معلم ، شاعر و نویسنده‌ای است که در ذهنِ دوستداران ادبیات فارسی و کوردی جایگاه ویژه‌ای دارد و از دیروز همگام با اساتید شعر ایلام به امروز رسیده است؛ امروزی که شعر و ادبیات کوردی جنوبی پایگاهی قابل قبول پیدا کرده و میتوان به بالندگیش شهادت داد.

نعمت داودیان علاوه بر خلق آثاری ارزشمند در دو حوزه‌ی زبان فارسی و کوردی، حق زیادی بر گردن جوانان دارد ، کسانی که هر کدامشان خالق آثاری قابل اعتنا در ادبیات کوردی جنوبی هستند ، نعمت همان معلمی است که بدور از خودستایی و خودبینی مشوق دیگران است ، اخلاقش همچون شعرش سلیس و ساده است ، خوش مشرب است و یار ، روزگارش با مهرورزی می گذرد و صد البته در کارنامه ی هنری اش آثاری قابل قبول دیده می شود.

مجموعه ی اول او با نام “برای من که دلگیرم “در سال ۱۳۹۰ به چاپ رسیده است.

مجموعه‌ی “جامەکەێل بێ دەنگی” دومین اثر مکتوب نعمت داودیان و اولین اثر او به زبان کوردی جنوبی است که با حمایت حوزه‌ی هنری و در انتشارات ” زانا” با مدیریت استاد سارایی به چاپ رسیده است، کتابی که چند بخش دارد ، اشعاری در قالب غزل، مثنوی، دوبیتی، رباعی، ترانه و شعرهای آیینی.

شاعر این مجموعه بخش عمده کتاب را به قالب محبوبش یعنی غزل اختصاص داده، غزل امروز ایلام به زبان کوردی جنوبی شعری پویا و تأثیر‌گذار است و بدون شک غزل نعمت داودیان هم رنگ و بوی ویژه‌ای دارد و می‌توان ادعا کرد که مجموعه‌ی “جامەکەێل بێ دەنگی ” آیینه ای است برای بازتاب شعاعی از نور این چراغ پر فروغ.

نعمت داودیان در مقدمه‌ی کتاب با نثری روان به زبان کوردی با مخاطبش حرف زده و گفته است که هر آنچه می خوانید حاصل اندوه است ، غمی که بخشی دورنی و بخشی بازتاب آسیب های اجتماعی است . شعر نعمت در این مجموعه برخلاف آنچه خودش روایت می کند تلخ و سیاه نیست ، غم را به تصویر می کشد اما زبانش شیرین است ، اندوه را می سراید اما جامه ی شعرش رنگین است .

برای اثبات این ادعا کتاب را ورق نمی زنم و به مطلع اولین غزل این مجموعه اشاره می کنم . شاعر در این بیت از سالی می گوید که همدلی از یاد رفته اما هنوز در آیینه ی دوستی می توان زیبایی را دید ، دوست را آشنا تر از خویش می شناسد ، مصرع اول ذکر اندوه است و گله از زمانه و مصرع بعد وصف جمال دوستی در آیینه ی آشنایی .

“دە ساڵ کەس نەناسینێ ، چەمم گل دام و تا دیمەت

چمانێ چۊ خوەم و جامەک یە عمرێ بۊ دناسیمەت”

روایت اندوه در شعر نعمت شیرین شروع می شود و با حسرتی از جنس تمنا تمام می شود ، یعنی شاعر ناامید و تلخ و سیاه نمی سراید ، هر آنچه هست خاصیت عشق را بازگو می کند ، بیم و امید ، حسرت و تمنا و وصف ِوصل و هجران

” چگی ئەێ سایە ئەێ خاوم ، دە شوونت تا وە کوو داوم؟

دە کام ئاسارە جوورت هەس؟ دە کامین گوڵ بپرسیمەت”

 نعمت داودیان با وجود ذهن خلاق و شاعرانه‌اش کمتر به ویرایش و پرداخت و دوباره نویسی روی آورده و گاها می‌بینیم که اگر دقت بیشتری به خرج می‌داد نقاط ضعف مجموعه را براحتی می‌توانست برطرف کند؛ به عنوان مثال بخش اول مصرع دوم همین بیتی که به آن اشاره کرده‌ام اندکی در معنا می لنگد ، اگر شاعر می گفت” کدام ستاره در آسمان شبیه توست ” مضمون دقیق تری به مخاطب ارائه می داد ” در کدام ستاره شبیه ت هست ” معنی لفظ به لفظ بند مورد نظر است که پرداخت مناسبی ندارد.

شاعر با وجود مشکلات بسیار، امیدوار است روزگار روشن تری را تجربه کند، فردایی که از آن حرف می زند در تصور او بهتر از امروز است.

“خوەمی زانم خێاڵم خام و ناجورە ئەمان بێلن

دڵم خوەش بوو ک ئمڕووژم بچوو ڕووژِ تِرِگ خوو بوو”

نعمت داودیان هر دو روی سکه را می بیند ، اگر از روزگار شِکوه می کند از انتخاب دوست و همدم هم خرسند است

“نەچوو هالیم ، زانی بەعد تو چەرخیشە ئەڵگەردێ

دە ئئ دونیا تو بیت دڵ خوەشی شانسێ کِ هاوردم”

به نظر می رسد نعمت داودیان در اشعاری با اوزانی خاص که کاربرد بیشتری دارند بهتر عمل کرده است، پرداخت مناسب شعرهایی به عنوان مثال با وزن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن ( هزج مثمن سالم)کاملا بارز است و شاعر بهتر توانسته منظورش را برساند و روان‌تر با مخاطبش حرف بزند.

دو مثال در هر نمونه؛

“دوو دە گەردین چەمەیلت بمرم

وە ئشارەێ هەم دەنوو گیان بگرم”

فەڕاشەێ ئاسمانیشە ئەگەر دانەم ، کِ وەم ناۊنەێ

وە گیانِ خوەت چمانێ نووڕ بۊ هەرچگ دوعا کڕدم

کە در بیت دوم مشخص است روان تر و شاعرانه تر عمل کرده است.

غزل به دلیل ساختارش دارای انضباط است که برای بیان هر آنچه باید گفته شود سراینده را محدود می‌کند و نمیتوان آیینه ی تمام نمای توانایی ذهنی یک شاعر باشد ، نعمت داوودیان هم بنا بر همین محدویت ابیات متفاوتی به لحاظ ارزش شاعرانگی دارد.

نگاه شاعر مجموعه ی ” جامەکەێل بێ دەنگی ” واقعیت‌های زندگی است ،ساده ، بی پرده و بدور از پیچیدگی های زبانی بینشش را به مخاطب عرضه می‌کند

 

“ئۊشم بچوو ، تک تک ڕشێ، ئۊشم نیەخوازێ خوەێ کوشێ

هەێ عەقل چارەێ دڵ بکە ، کەێ لێوە قسیە ئەوڕەسە”

..

“دە بانەو ئئ هەمەێ خەێر خودا وارێ ئەمان ها کوو؟

نمێ ڕەد نیەو دە چەتر ئئ خوداوەندەێلِ خوارینە”

“ستین و سەقفمان تا هەس ، دەسەێل م چەمەێل تو

دە شەوگارێ ئەڕا ناڵم ، دە خەم ئاوار ئەڕا ئۊشم”

“دەێ ڕووژگار فەن فەنە ، یەێ ڕۊ مەنن ، ڕاسی گەنە

تا چۊ کەسەێل کەس بۊین ، بایەد بکەم پاسار خوەم”

غزل کوردی جنوبی با وزن عروضی بر خلاف شعر فارسی نوپا است و هنوز زمانی طولانی از سیر تحولاتش سپری نشده، بر همین اساس تجربیاتی از این دست در مجموعه هایی که اخیرا چاپ شده ، می تواند برای مخاطب جذاب باشد، این فرم سنتی در حال حاضر، قالبی برای بیان موضوعات اجتماعی و عاشقانه است و راه بسیاری باید برود تا به غزل مدرن تغییر وضعیت دهد.

غزل های این مجموعه هم دقیقاً ترجمان عواطف، احساسات، آرزوها و رؤیاهای شاعر است .

نعمت داوودیان اگر چه در بیشتر اشعارش ، شاعری ذهن­ گراست و همین موضوع او را به واژه وصل کرده ، اما این ذهنیت حاصل عینیت و تجربه ی او از روزگار خویش است که در کشف و شهودی شاعرانه به بار نشسته است ،

سادگی در کلام او موج می زند ، بیانی روشن که از عینیت به ذهنیت رسیده با کشف مفاهیمی که در عین سادگی ما را به مسیر اندیشیدن می کشاند

 

“ئەجەڵ هەم ئەر بەتاڵەو نیەو ، خوەزەو بوو دەێ بپرسیمن

دە مەوقەێ دەس خسن ئەو گیان ، ئەڕا سەر گوڵ دە بووسان بەێ”

“یا ڵاڵم و کوور و کەڕم ، یا گووش دووسەێل کپ بۊە

ئاخر ئەر ئاێم هەس ئەڕا خوەم بژنەوم هاوار خوەم”

زبان غزل و مثنوی نرم است و زود فهم ، خیلی از مسائل را می­‌شود در جان غزل و مثنوی ریخت. دقت و توجه به از یاد رفته ها ، رنگ و رو رفته ها (وابی سابی در فلسفه ی ذِن)، اتفاقات روزمره و هر آنچه در نگاهمان به دلیل تکرار ، معمولی شده از اصول اساسی قالب هایکو است که امروز در دنیا طرفداران بسیاری دارد ، با این نگاه به ظاهر ساده اما عمیق می توانیم مخاطب را به از نو نگریستن به دنیای اطراف وادار کنیم ، در مجموعه ی حاضر که درباره ی آن حرف می زنیم نعمت داوودیان ساده و صمیمی با همین زبان و در قالب غزل و چند مثنوی با مخاطب حرف می زند ، بخصوص آنجا که از طبیعت می سراید .

 

” جوور زاڕوو پەڵم دامانت گرم تا یەێ دەمێ

هەم خەنگ بیارم وە دڵ ، هەم خەم دە دەمانم بچوو”

 

“یەێ چوکوڵ دە دار دونیائئ دێرێ

ک ڕاز خڵقەت دە خوەێ ئەڵگرێ”

 

“هەر پەڕەێ گوڵێ چۊ دەریاێ بێ پەێ

دڵ بێچارەم دە خوەێ غەرقاو کەێ”

 

غزل نعمت داوودیان شعري ساختارشكن و نوآورانه نیست اما با زبان صميمي سعی در تكامل دارد گاهی اوج می گیرد و گاهی می افتد اما هر آنچه هست تقليد نیست ، زبان و شناسنامه ی هنری اوست ، شعری که سالهاست با آن زندگی کرده است و از او شاعری ساخته که ما او را به صداقت و سادگی و روشنی می شناسیم.

“جامەکەێل بێ دەنگی” حامل یازده دوبیتی و رباعی است ، قالبی که دوستداران بسیاری دارد و در شعر اکثر شاعران کوردی سرا ازاین دست تجربه فراوان دیده می شود

زبان نعمت داوودیان در دوبیتی پخته تر شنیده می شود ، در هر مصرع در دوبیتی خوب عمل کرده و عجولانه به زنگ آخر نرسیده است ، یک مقدمه ی خوب در آغاز برای یک فرجام مناسب .

 

“نە شەێتان و نە شمشێر جەنگیمن

دو فێشتر خاترەێل دڵتەنگیمن

دو خەت بەێتن دە بێداد زەمانەو

سەفێ دە جامەکەێلِ بێ دەنگیمن”

نعمت داوودیان بخشی از کتابش را به شعرهای آیینی اختصاص داده ، نوحه سرایی برای شهدای کربلا و ذکر مصیبت خاندان عصمت و پاکی.

ارزش و اعتبار شعر مذهبی و آیینی در شعر شاعران کوردی سرا از گذشته تا به امروز مشهود است ، شعر آیینی شعری است که از جان و دل و اعتقادات شاعر ریشه می‌گیرد. اگر کسی نادانسته و بدون اندیشه وارد این مسیر شود شعرش تاثیر گذار نخواهد بود، احساس و اندیشه دو چشمه ی جوشان شعر آیینی هستند که نعمت داوودیان در اکثر آثار آیینی اش از این دو چشمه بهره برده است.

 

“جەسەێ تا دی دە ڕۊ خاک ، نۊر چیەمێ تەم ئەڵگرت

سەرێ تا دی وە نەێزەو ، دی دە برا برا کەفت”

 

“تا دین نەوگە تەخت کفر ، تا شەڕ خەێرلبەشەر ناو

حوسەێن حوسەێن کرد تا بۊ ، حوسەێن حوسەێن وت تا کەفت”

 

” نرخت گرانۊ وەرد عەباس

دەس و سەر داگە ئەو سالارە ئەێ ئاو”

 

 

“شمر نیشتە بان سینگ ، زوور ئەڵ خەنجەر دیا

سەر دە پەێغەمبەر بڕین ، پێشتِ قورئان ئشکیا”

..

بخش پایانی مجموعه ی “جامەکەێل بێ دەنگی ” ترانه هایی است که نعمت داوودیان برای اجرای خوانندگان استانی سروده است و بیشتر آنها هم اجرا شده اند

 ترانه زبانی ساده و عام فهم دارد، شنوندگان ترانه طیف وسیعی از عامه ی مردم ھستند و نه صرفا افراد علاقمند به ادبیات و شعر ، ترانه سهل ممتنع است ، در ظاهر آسان اما کاری دشوار است ، بایست علاوه بر سادگی و احساس ، مفاھیم ارزشمندی را به مخاطب منتقل کند. باید از کلمات و زبان روز بهره برد تا به محصولی برسی که قابل قبول مخاطب امروز باشد.

ترانه ی نعمت داوودیان تصنعی و سفارشی نیست ، روایت احساس اوست با زبانی ساده و صمیمی ، همانگونه که خوی و منش اوست .

 

“ئەڕەێ م هەر یەتە ماگە

دە خاوی نەینمەت یەێ شەو

ئەمان زام و خوسەت هەر ڕووژ

وە ئسم خاترەێ دێەێگەو”

 

“قەڵب سەماوەر ڕووشنە

ساعەت دە خاو دووگە خەوەر

دی حەوزە سێراوە و زولال

وەڵنگەیل پایز دێنە دەر”

….

 از نقاط ضعف این کتاب که بیشتر از هر ضعفی جلب توجه می‌کند طرح جلد آن است ، تصویری تخت، به دور از اندیشه‌ای خاص که تنها ترجمه‌ای بصری از نام کتاب است. این آسیب فراگیر است ، در اکثر آثار مکتوب این سهل انگاری مشهود است ، گویا نه صاحب اثر در این باب دچار وسواس می‌شود و نه ناشر رغبتی برای پیگیری دارد ، می‌طلبد که هنرمندانه و اندیشمندانه تر به این موضوع نگاه کنیم، طرح جلد هر مجموعه ویترینی است برای ورود به عمق اثر ، هر عکسی، هر طرحی قابلیت ندارد که روی یک مجموعه که حاصل عمر شاعر است بنشیند.

شعر نعمت داودیان با نقاط قوت و ضعفش فصلی است از کتاب بزرگ شعر کوردی جنوبی، برای پاسداشت این تجربه، برای حمایت و دست مریزاد به این شاعر اخلاق‌مدارِ ِ نیک سیرت، مجموعه‌ی ” جامەکەێلِ بێ دەنگی ” را بخوانیم و شاعر را امیدوار کنیم به چاپ آثار باارزش‌تری در آینده .

به نعمت داودیان برای چند دهه زحمت در این عرصه خسته نباشید می‌گویم و برایش آرزوی توفیق و سلامتی دارم.

IMG_20220217_134619_829

مطالب مرتبط

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *