در عصرگاه برفی و سرد دوشنبه، بیست و هفتم دی ماه، نشست نقد و بررسی ادبیات بومی- محلی استان ایلام با حضور دکتر حبیبالله بخشوده و دکتر مهدی احمدیخواه با با حضور تعدادی از اهل هنر و مسئولان فرهنگی برگزار گردید.
به گزارش مهراننیوز، نخستین چالشی که در ارتباط با این نشست پیش آمد، عنوان «بومی- محلی» این نشست بود که بحثهایی را در فضای مجازی برانگیخت. عدهای معتقد بودند این اسمگذاری نادرست است و میباید از عبارت ادبیات کردی ایلام استفاده کرد و استفاده از عبارت بومی- محلی میتواند تا حد زیادی توهینآمیز باشد. شماری دیگر، این عنوان را توهینآمیز ندانسته و معقتد بود پافشاری براین امر تا حدی تعصبآمیز است و مهم، عملی است که انجام میشود و فعالیتی که صورت میگیرد و برای حفظ و اعتلای زبان مادری، میتوان کریمانه از کنار این عنوان گذشت. و بعضی دیگر برآن بودند که استفاده از این عنوان، حاصل محدودیتهای ایجاده شده برای برگزارکنندگان است و میباید این محدودیتها را در نظرات و محاسباتمان لحاظ کنیم. باری، این نشست برگزار گردید و نکات برجستهی این نشست به شرح زیر بوده است:
دکتر مهدی احمدیخواه:
– باید این چهل سال را به دو دهه اول و دوم تقسیم کرد، در بیست سال نخست، ما در استان ایلام با ادبیات معناگرا مواجه هستیم، به این معنی که محتوا بر فرم و ساختار غلبه دارد، این معناگرایی تحت تاثیر رویداد انقلاب اسلامی و پس از آن جنگ تحمیلی و مفاهیمی همچون شهادت و ایثار بود.
-دفاع از مظلوم، بازگشت به دین، ایثار، عاشورا و شهادت از جمله مضامین و مفاهیمی است که در بیست سال نخست ادبیات بومی و محلی استان ایلام و آثار و نوشته های شاعران و نویسندگان ایلامی کاملا مشهود است.
-در نیمه دهه شصت، موتور شعر ایلام به حرکت در می آید و ما شاهد آن بودیم که شخصیت هایی همچون عبدالجبار کاکایی، بهروز سپیدنامه، ظاهر سارایی، سیروس اسدی، حبیب الله بخشوده و… به شعر ایلام جان بخشیدند و روایتگر مسائلی مثل دفاع مقدس و رشادت های این سرزمین بودند.
-نقدی که بر آثار این شاعران در این دوره دارم این است که روایت ها و اشعار به روایت های ملی متصل بود و تا حدی از زیست بوم خود فاصله داشتند، در حقیقت ما در ایلام در متن جنگ بودیم و بسیاری از حماسه ها و مقاومت ها می توانست در آثار شاعران ایلامی متبلور شود.
-حتی در شعرهای عاشقانه هم روایت شاعران ما بومی نبود، عشق در محدوده استان ایلام با عشق در جغرافیای دیگر تفاوت های بسیاری دارد، بنابراین آثاری که در مورد عشق در این دهه منتشر شد، باز هم از جریان شعر کشور خط می گرفت، در همین دهه شعر کُردی مغفول واقع می شود و شاعران ایلامی در دهه های بعدی به صورت جدی به زبان کُردی می نویسند.
-شاعران ایلامی در دهه های سوم و چهارم به بحث فرم و ساختار ورود پیدا می کنند و شکل و صورت اثر برایشان اهمیت دارد تا آنجا که فرم آنچنان بر معنا سلطه دارد که دیگر خبری از محتوا نیست.
دکتر حبیب الله بخشوده:
– حقیقتاً عنوان «ادبیات بومی و محلی» عنوان دقیق و زیبایی برای این نشست نیست. اگر چه میدانم که خطا در بهکارگیری واژهها بوده است. ترکیب ادبیات کُردی هم ترکیبی است که معنای گسترده دارد و شامل بسیاری از مباحث مثل داستان، نثر و سفرنامه و… می شود و به اصطلاح دانشگاهیان، حدود و ثغورش مشخص نیست. به عقیدهی من، عنوان جلسه باید عناوینی چون: «بررسی ادبیات معاصر کُردی استان ایلام» باشد. در این عنوان هم موضوع و هم مرز آن مشخصتر است.
– در ادبیات، منشأ و سرآغاز هر جریان و حرکتی باید بهدقت بررسی شود؛ برای مثال، ما رودکی را پدر شعر فارسی مینامیم، در حالی که او آغازگر شعر فارسی نیست و قبل از او هم شاعرانی چون، حنظله بادغیسی، ابوحفص سغدی و … به فارسی شعر سرودهاند، و اسمشان در تاریخ ادبیات ثبت شده است. شعر کردی معاصر ایلام از سه منظر تاریخی، زبانی و ساختاری قابلبحث است؛ مثلاً بسیاری از منتقدان و محققان سرآغاز غزل امروز را افسانهی نیما میدانند. باآنکه شعرهای فریدون مشیری نظیر کوچه، نادر نادرپور و...در قالب غزل نیست؛ اما آن را غزلواره نامیدهاند.
– من معتقدم تاریخ شعر کُردی در استان ایلام به پیش از انقلاب بازمیگردد، بهطور مثال زندهیاد عباسی آرام متولد سال ۱۳۰۶ بوده است. نمونههای نخستین شعرش مربوط به دههی سی است، مرحوم ولیمحمد امیدی هم همینطور. اینان پیشقراولان شعر کردی امروزند، بنابراین نمونههای اول شعر کُردی معاصر را مثلاً در دههی سی میتوان مشاهده کرد.
-اشعاری که از دهه ۳۰ تا انقلاب اسلامی سروده شده، دارای مؤلفهها و ویژگیهای خاصی هستند، یکی از این ویژگیهای شعر این دوره مطول بودن است، یعنی اشعار کُردی در این دوره به دلیل توصیفگر بودن، درازدامن و توصیفی هستند.
– شعر بخشنامه پذیر نیست و نمیتوان شاعر را با دستورالعمل محدود کرد، هر شاعری دارای زبان و جهانبینی خاص خود است، برای مثال مرحوم علیشاهخان حیدریزادی مثنوی را با جهانبینی و گویش منطقهی خود مینویسد. دکتر خالصی یا شادروان حشمت منصوری با نگاه ویژه و خاص خود؛ بنابراین در این دوره اقبال شاعران به شعر طبیعت و توصیفگر است، یکی از شعرهای مهم در این دوره شعر «شَلَم» سرودهی ایرج خالصی است که توصیفهای بینظیری دارد. تشبیه ازجمله آرایههایی است که در این دوره و در بین شاعران کُردیسرا مشهود است،.
– جرقهی اول شعر کُردی بعد از انقلاب اسلامی، توسط چهرههایی همچون ظاهر سارایی و عبدالحمید یعقوبیان و… روشن میشود، اغلب مضامین هم دربارهی وطن و عشق است عشق به بومیت و… است.
– غزل مهمترین قالب در دورهی جدید است که نمونههای آغازین آن در دههی هفتاد و با شعرهای عاشقانهی فرهاد شاهمرادیان قابل بررسی است.
– نسل جدید شاعران کُردیسرا با شاعرانی مثل حسین شکربیگی، امید ظاهری، سمیه مهری، مهدی بانقلانی، محمد مرادی نصاری، حدیث حیدربیگی، زهرا مرادی ادامه پیدا کرد. صدالبته نباید از شعر شاعران دیگر شهرستانها نظیر شاعران خوب ایوانی: علیرضاخانی، نامداری، علیمحمد محمدی و شعر کُردی جنوبی، نظیر نبی احمدی، قدرت ملکی، کیومرث مرادی، محمد پیرانی غافل بود.
– شعر این دوره به سمت کوتاهسرایی و تجربیات زبانی پیش رفته است. او در ادامه با ذکر نمونههایی از شعر کوتاه و تحلیل هایکوهایی از محمد مرادی نصاری، وحید باقری و دوبیتیهای ظاهر سارایی، همنفسی و نگاه همسو و متفاوت نسلهای میانسال و جوان را به شعر کردی ایلامی قابلتقدیر دانست.
– پختگی شعر امروز کردی ایلامی را مرهون تجربیات شاعران در سرایش شعر و مطالعه ادبیات جهان و ایران است.
– گفتنی است که این نشست از سوی موسسه عصر پیام ایلام و اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان ایلام برگزار شد.
– نباید تلاشهای برخی از چهرههای ادبی و هنری در دههی هفتاد که درزمینهی معرفی شاعران، نویسندگان و هنرمندان ایلامی نقش داشتهاند، فراموش کنیم. در این زمینه مهندس مصطفی بیگی، شاعر و فعال ادبی نقشی اساسی داشت و در ماهنامهی ادبی، هنری آوینه خوش درخشید.