…………………
● هومن محمدکرمی
چهل روز قبل روزنامه نگار هرمزگانی سیدعلی علوی در ۴۵ سالگی قلبش از تپیدن ایستاد و جوانمرگ و ناکام به ناچار دست از قلم کشید.
میگویم جوانمرگ چرا که هنوز بسیار پرتوان و پرانگیزه بود و میگویم ناکام زیرا که هنوز کامی که میخواست از رسانه نستانده بود.
البته علوی اهل کام گیری از رسانه به شیوه آنان که شبانه یا روزانه یا شبانه روز از آغوش این دولت به آن دولت و از دفتر این استاندار به آن استاندار و مدیر و وزیر و وکیل می خزند نبود وگرنه بسان بسیاری دیگر می توانست از راه هرزگی سیاسی و مسیر تجارت خبر و خبرفروشی به آنچه مطلوب و مرسوم دیگران است برسد.
علوی از آن جهت ناکام رفت که نتوانست بسیاری از ایده های ارزشمندش را در دنیای رسانه عملی کند و به هزار و یک دلیل گفته و ناگفته با آرمان های زیبایش تنها زیست و تنها ماند.
البته بر این اعتقادم که اگر کسی در عالم خبر و روزنامه نگاری یک بار، فقط یک بار منشاء اثری ماندگار باشد همان کفایت می کند و می تواند همان لحظه این ردا را ببوسد و کنار بگذارد. با این معیار علوی را می توان منجی جان اهالی “جمال احمد” دانست که کار را تمام کرد.
وقتی اهالی این روستا در کنار پالایشگاه بندرعباس هر روز شاهد تولد نوزادانی با هزار و یک مشکل ناشی از سموم مرگبار بودند و بزرگسالانشان با بیماری های برآمده از آلاینده ها، جانشان با بیماری های سخت و لاعلاج به تحلیل می رفت، علوی کاری کارستان کرد تا صدای این ناقوس مرگ در کشور بپیچد و اهالی جمال احمد، خانهای در جایی دورتر و سالم تر بیابند و همین او را بس…
اما جانسوز است که در چهل روز رفته از مرگ این الگوی زمینی جامعه رسانهای هرمزگان، پس از اظهار افسوس ها و سوگنامه های چند روزه، دیگر هیچ حرفی که بشارت دهنده ادامه راه و مرام علوی باشد شنیده نشد.
نه تشکیلات دولتی حوزه فرهنگ و هنر و رسانه به صرافت کاری برای پاسداشت عملی این نام افتاد و نه نهادهای مثلا صنفی، معرفتی در خور نام علوی از خود نشان دادند.
البته در فضای آلودهای که اینان برای به دست آوردن نام و سهمی بیشتر از سفره پرچرک و تعفن این روزهای رسانه، نان در نجاست می زنند توقع بنیان نهادن حرکتی رسانهای به نام سیدعلوی با رویکرد روزنامه نگاری مردمی و اجتماعی انتظاری بیهوده است.
در این مدت نه خانه خراب کن های مطبوعات دغدغهای مهمتر از صندلی بازی داشتند و نه صنف خواران روزنامه نگاری حق رفاقت به جا آوردند.
در این مدت منتظر بودم در سخنرانی ها و یادداشت ها کسی کلمهای از ضرورت پایه گذاری رقابتی سالانه بین رسانه ها برای نوشتن از مردم و برای مردم به نام علوی باشد اما دریغ که در بهترین حالت و صادقانه ترین شکل، تنها به ذکر خاطرهای و گفتنی ناقص و الکن از ویژگی های اخلاقی و شخصی مرد جوانمرگ و ناکام رسانه در یکی دو دهه اخیر اکتفا شد.
واقعیت این است که ما در دوران فقر قهرمان، در همین نزدیکی خودمان قهرمانی در دسترس و آشنا داشتیم که به عمد نادیدهاش گرفتیم.
چرا که دیدن او و جدی گرفتنش برای بسیاری که رسانه و رانت برایشان مترادف شده است دشوار است و خواهد بود.دیدن او که در فروتنی محض قلم های محدود اما ماندگار زد برای رسانه بازانی که در شهوت شهرت و خویش سلبریتی سازی و خودمنجی پنداری و خودمطالبه گر انگاری غرقند غیرقابل تحمل بود و هست. برای همین تمام سعیشان را کردند تا در رثای علوی از تسلیت گوییهای کلیشهای و مصیبت نامه نویسی های مجازی فراتر نروند.
اصلا نمیدانم برای که و برای چه دارم اینها را می نویسم وقتی هم صنفی های علوی درست در همان روز و ساعت مراسم چهلمین روز درگذشتش، دورهمی برای اهل رسانه ترتیب داده اند و آنان که بر اسب مراد سوارند، ما را به میدان سوارکاری دعوت می کنند و …
ما هیچ نمی دانیم، شاید روزنامه نگار شریف و نجیب ما هم از همین بیغیرتیها دقمرگ شده باشد