قامت افراشته‌اند!…

download

………………..

● مهدی آرمانی

گاهی سراغت را می‌گیرند و از بلندی‌ها، چشم‌ها را به دور دست‌ها می‌دوزند و به لحظه‌شماری می‌افتند؛ کوه‌ها را می‌گویم! همین کوه‌هایی که دوشادوش هم شهر را در آغوش گرفته‌اند.

چه فرقی می‌کند کوه، کوه است!

“قه لاقیران!”

“هانیوان!”

“ئه ماراو!”

“شه له م!”

ایستاده‌اند و به تماشا نشسته‌اند و سکوت را امتداد می‌دهند.

کافی‌ست لحظه‌ای چشم‌هایت را بچرخانی و نگاهت را به قلاقیران همیشه تنها بدوزی و خبردار ایستاده باشی!

از همه جای شهر، کله سنگی شان را می‌توانی ببینی!

 به هم عادت دارند؛ کوه ها و آدم‌ها را می‌گویم! کوه‌هایی که با “سنگ” شروع شده‌اند و آدم‌هایی که با “درد” ادامه دارند. کوه‌ها گاهی خرق عادت می کنند؛ آن‌ها ضرب المثل آدم‌ها را با شیدایی نفی می‌کنند یعنی اینکه کوه به کوه می‌رسد حتی اگر آدم به آدم نرسد!

اگر عاشقانه به کوه بزنی این را بیشتر می‌فهمی!

 آن‌ها تو را هم با نام کوچکت می شناسند و از دور نام تو را صدا می‌زنند!

باید به کوه بزنی و مثل دیروزها در محاصره صخره‌ها باشی و از دور، خودت را صدا بزنی تا در پژواک کوه و صدا، به شیدایی برسی!

خوب نگاه کن! در هر کجای جغرافیا که باشی کوه‌ها را ایستاده وصبور می‌بینی!

کسی چه می‌داند شاید فلسفه این دلدادگی همین ایستادگی کوه‌ها کنار آدم‌ها باشد! و آدم ها بیشتر از هر چیز دوست دارند کنارشان باشند درست مثل کوه‌ها که کنارشان باشی اندوه‌شان را فراموش می‌کنند!

مطالب مرتبط

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *