روشنفکران و نخبگان جامعه به این دلیل که برآمده از کلمات و جملاتِ کتابها هستند درک و شناخت درستی از ادبیات غالب زیر پوست جامعه ندارند و به تعبیری بین مردم و حکمرانان تلوتلو میخورند.
● امید فراغت
اکثریت ملت برآمده از دلِ واقعیتها هستند. با پوست، گوشت و استخوانشان نشئگی و خماری فرهنگی، اقتصادی و سیاسی را درک میکنند. بر همین اساس تکلیف را با خود و حکمرانان مشخص کردهاند. اما روشنفکران و نخبگان جامعه به این دلیل که برآمده از کلمات و جملاتِ کتابها هستند درک و شناخت درستی از ادبیات غالب زیر پوست جامعه ندارند و به تعبیری بین مردم و حکمرانان تلوتلو میخورند.
روشنفکران و نخبگان کافیشاپی و فِلشی بپذیرند که آه و افسوسشان گرهگشای مشکلات امروز مملکت نیست. بنابراین باید شال و کلاه کنند و قرص و محکم در پیشانی جامعه حضور پیدا کنند. آیا برایتان سوال نیست چرا ادبیات مدرنیزاسیون محصول رضا خان کمسواد در طی این صد واندی سال بوده است؟
باید پذیرفت رُشد یک بعدی معنی و مفهوم رشد نمیدهد. مسیر تاریخ را شجاعان تغییر میدهند. پس لازم است زور و بازویتان را نیز تقویت کنید. در غیر این صورت فقط شبیه فِلش با انواع و اقسام اطلاعات به درد نخور خواهید شد. روشنفکران و نخبگان بپذیرند جوابِ های، هوی است بنابراین لازم است نحوه مواجهه با حکمرانان و همچنین مشکلات چند وجهی جامعه امروز را بیاموزند.
سرانه پایین مطالعه کتاب، روزنامه نخوانی و …نشان دهنده این است که روشنفکران و نخبگان، با هر عنوانی نتوانستهاند، نقش مفیدفایده خود را در جامعه بازی کنند.
ضربالمثل” ماهی را هر وقت از آب بگیری تازه است” مصداقی برای بازآفرینی، بازتعریف و بازتولید نقش روشنفکران و نخبگان است بنابراین کاش این قشر زودتر رویه خود را عوض کنند.