…………………..
● مرتضی حاتمی
ادبيات داستاني در استان ايلام وارد پنجمين دههي فعاليت خود شده که در مقايسه با سابقهي ادبيات داستاني استانهاي همجوار، بسيار جوان و داراي ويژگيها و معيارهاي خاص خود است.
ادبيات داستانی در استان ايلام با تلاش «کلانتر محمدی» شروع شده که شوربختانه ادامه پيدا نکرده است. بعد از ايشان، «خداداد ابراهيمی» با نگارش داستانهای کوتاه «زير سقف شیروانی» و «دوچرخه» در سال ۱۳۵۶ آغازی جدی و حرفهای در اين عرصه دارد. ايشان خوشبختانه نگارش داستان را ادامه میدهند و داستانهایی در مجلات تهران (اطلاعات هفتگي و جوانان امروز) منتشر ميکنند و تلاشهايي گسترده در اين حوزه دارد که الحق و الانصاف «پدر ادبيات داستانی ايلام» زيبندهی ايشان است. ابراهيمی، مجموعه داستان «عاطفه در غبار» را در اوایل دهه هفتاد منتشر میکند که نخستين کتاب در ادبيات داستانی استان ايلام است.
«محمدعلی قاسمی» نيز در اين ميان يکی از فعالان ادبيات داستانی و رمان استان ايلام است و کتابهايش بيشتر در حوزهی ادبيات دفاع مقدس و پايداری و داستان زندگی شهيدان و سرداران جنگ تحميلی است که جوايز معتبری هم چون جايزه کتاب سال دفاع مقدس را به خود اختصاص دادهاند.
«حسن افشار»، «نعمت الله داوديان» و… در ابتدای دههی شصت با نگارش داستان و داستانوارههايی که بيشتر تم جنگ و مباحث اجتماعی داشتند، راهگشايان ادبيات داستانی در ايلام شدند. البته نبايستی تلاش نويسندگان روزنامهنگار را هم در اين سالها فراموش کرد.
بعدها حسين شکربيگی، نويسندهی جوان با نگارش رمان و مجموعه داستان کوتاه، حضوری جدی و حرفهای در اين عرصه پيدا و جوايز معتبری هم در اين راستا کسب کرد. ياسر بابايی، فاطمه عبداللهی، شاهدخت حيدری، ميعادمهدی صفری، کامران محمدرحيمی، بهروز بوچاني (نويسندهی مهاجر)، حسين خدنگ، مهتاب رشيديان، احسان محمدی، محمدرضا پاکزادان، حشمتالله کرمینژاد، مرتضی مرشدوندی و جوانترهایی چون محمدامين منصوری، بابک زمانی، افرا سرنايه، محمدحسين کرمی، علی خانمرادی، مهرزاد ميرزايی، سيدمهدی حسينی نژاد، زينب خوشرو، طاهره گلنظری، طيبه شيخمرادی، مهدی عبدالی و… با جديت در اين مسير حرکت کردند. نويسندگان نوجوان عضو انجمنهای داستان در کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان استان نيز با مسئوليت اينجانب، حرکتهایی رو به آينده را در حال تمرين و اندوختن تجربه آغاز کردهاند که به فردایشان بسيار اميد هست.
خوشبختانه نويسندگان ايلامی چون شکربيگی براي نگارش داستان بلند «جنگ بود ديگر»، برگزيدهی جايزه صلح در کشور افغانستان شد و مجموعه داستان «روايتهای من» از اين نويسنده نيز در جايزهی کتاب سال دفاع مقدس تقدير شد. او در فضای مجازی و نشر الکترونيکی آثارش هم حضور دارد و موفقيتهایی نيز کسب کرده است. «محمدعلی قاسمی»، شاعر و نويسنده هم با انتشار رمان «هات» در جايزهی کتاب سال دفاع مقدس در بخش رمان تقدير شد. «افرا سرنايه» در جشنواره داستان بانه و جايزهی صادق هدايت تقدير و «حشمتالله کرمینژاد» در سومين جشنوارهی ادبی ابنحسام با داستاني کوتاه تجليل شد. به تازگی نيز يک داستان کوتاه از «ياسر بابایی» در دومين جشنواره ادبی حبيب حرم شايستهی تقدير شناخته شد. از بابایی يک مجموعه داستان کوتاه نيز با عنوان «پوستکندهتر از مرگ» منتشر شده است.
در ادبيات داستانی کودک و نوجوان نيز حرکتهایی کوتاه و کند صورت گرفته که به تقويت و بالندگی جدی و حرفهای نياز دارد.
عمر رمان نويسی در ايلام، کمتر از عمر داستان کوتاه و غالب محتوای آن جنگ ايران و عراق است. «ياسر بابايي» در بهار سال ۱۳۸۱ نخستين رمان استان ايلام را در دويست نسخه با عنوان «خش و خاطره» در يک نشر غيررسمی منتشر کرد. پس از او «محمدعلی قاسمی» نخستين رمان استان در يک نشر رسمی را با نام «طعم خدا» در سال ۸۴ منتشر نمود. «بووومه شين»، «عزيز بومی» و «هات» از رمانهای ديگر قاسمی است که در جای خود به نقد و بررسی نياز دارند. «بهاری ديگر» اثر «فاطمه عبداللهی» نيز در سال ۸۹ منتشر شده که کار ضعيفی است. «فاطمه عطابيگي ممتاز» نيز با رمان «ياس من» صاحب تجربه در اين زمينه است. در سال ۹۷ نيز شاهد انتشار دو رمان نوجوان بوديم؛ يکي رمان «سبز و سرخ و سپيد» اثر «حسين شکربيگی» و ديگری رمان «مهر مهران» اثر «ياسر بابايی» که هر دو به جنگ تحميلی و آثار آن بر زندگی مردم استان ايلام با نگاه خاص خود ميپردازند.
در استان ايلام سرودن اشعار آييني و ادبيات پايداري (دفاع مقدس) از اعتبار خوبي برخوردار است. شرايط اجتماعي، اقليمي و اعتقادي حاکم در نوع محتوا و پردازش ادبيات شعري مؤثر بوده است و نسبت به داستان جايگاهي بهتر و شناختهشدهتر داشته زيرا فرصت نشان دادن آن به جامعهي ادبي معاصر، ميسر بوده است و واقعيت امر آن است که داستان ايلام، از اقبال برخوردار نبوده است.
ادبيات داستانی در استان ايلام، خوشبختانه در مسير حرکت و رشد محتوايی و تکنيکی قرار گرفته که اين حرکت و پويايی، مولود تلاشهای فردی و جمعی بوده است. انجمنهای ادبی فرهنگ و ارشاد اسلامی، حوزه هنری (انجمن داستان راوی)، بنياد حفظ آثار و نشر ارزشهای دفاع مقدس، کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان و… پاتوقهای کتاب و کافهها، در رشد و توسعه کمی و کيفی ادبيات داستانی استان ايلام نقش داشتهاند. برپايي نقدهاي ادبي با محوريت داستان، رونماييها از آثار مکتوب و ديدار و آشنايي با نويسندگان، از مؤلفههاي خوب توسعه و ترويج اين بخش از داستان است؛ هر چند نميتوان اثرات اداري بر محافل داستاني را در نظر نداشت. فعاليت هاي مجازي و تلاش نويسندگان و حضورشان در مسابقات و جشنوارهها هم مزيد و بهانهي خوبي براي اين حرکت و پويايي است.
تنوع و گرايش داستان نويسان جوان به موضوعات بومي و پرداخت داستان به شيوههاي مدرن و پست مدرن و گاه گرايشهاي نوشتاري به سمت و سوي زبان رسم الخط کُردي ايلامي، از بسامدها و فرکانسهاي ساختاري و محتوايي داستان کوتاه و رمان است، هر چند نبايد موضوع جنگ و خاطرات آن را نيز در محتوا و انديشهي نويسندگان ايلامي در پردازش داستان کوتاه و رمان ناديده گرفت. جنگ در استان ايلام فرصتي اجتماعي و تاريخي براي نگارش داستان و سرودن شعر براي اهالي قلم اين استان به وجود آورد. نويسندگان نسل اول داستان نويسي با بهرهگيري از اين فرصت، نخستين آثار مکتوب خود را به يادگار گذاشته و به خوبي از اين فرصت در آفرينش و نگارش رمان و مجموعه داستان استفاده کردهاند؛ فرصتي تاريخي که بخشهايي از فرهنگ و هنجارهاي اجتماعي را ماندگار و ثبت کرد.
جنگ و ابعاد بعدي آن، همچنان دستمايه و خميرهي محتوايي نويسندگان استان است و کتابهاي خوبي نيز در همين راستا منتشر شده و جوايز معتبري هم به خود اختصاص داده. البته ادبيات داستاني استان در اين ژانر (ادبيات پايداري و دفاع مقدس) در جاي خود به بررسي و آسيبشناسي محتوايي و تکنيکي نياز دارد که در اين مجال و مقال نمي گنجد، اما بهرهمندي نويسندگان از جنگ، تبديل لحظههاي ناب به فرصتهاي ادبي بوده است.
در نسلهاي جديد داستاننويسي استان و طيف نويسندگان جوان، حرکتهايي تازه و رو به جلو و اميدبخش با پرداختهاي تکنيکي به داستان کوتاه، مسير و حرکت را به سوي داستانهاي مدرن، آغاز کردهاند که اميدواريم اين رفتار و حرکت ادبي، همچنان با جديت و نگاهي حرفهاي به تعالي و بالندگي بهتر منجر شود. نسل جوان داستان ايلام، با مطالعهي آثار خلاقه و مدرن و بهرهگيري از فضاهاي نقد و تحليل، در چراغافروزي داستان نقشآفرين شدهاند. با اين حال نويسندگان نسل اول در دو فضاي فعال و نيمه فعال هم چنان حضوري معنوي دارند.
نشر مکتوب در حوزهي ادبيات داستاني به بازتعريفي تازه نياز دارد. نگاه تخصصي به اين مقوله و انتشار آثار ضعيف و کممايه و عدم تخصص و جديت در اين حوزه از آسيبهاي جدي ادبيات داستاني است. اغلب کتابهايي مشاهده ميشود که از معيارها و اصول محتوايي و تکنيکي داستان و رمان بيبهره و گاه کمبهرهاند؛ آثاري در کارهاي عامهپسند و زندگينامههاي داستاني با نيمنگاهي به خاطرات جنگ و دغدغههاي شخصي و… که همگي محصول عدم آموزش و مشاورهي صحيح و بررسي پيش از انتشار در اين حوزه بوده است.
البته نويسندگان حرفهاي و جدي هم با درک شرايط حاکم بر نشر و توزيع معصومانه دست و پنجه نرم ميکنند و گاهگاهي مجموعه داستاني موفق از انتشاراتيهاي دولتي و خصوصي «خارج از جغرافياي استان» منتشر ميکنند و چراغ ادبيات داستاني استان را همچنان روشن نگه ميدارند.
براي تقويت ادبيات داستاني در استان ايلام، حرکتها و تلاشهاي موجود کافي نيست. در ميان نويسندگان جوان، پتانسيلهاي خوب و ارزندهاي وجود دارد که اگر با جديت و نگاه حرفهاي به اين مقوله در مسير اصلي و اصولي قرار بگيرند، ميتوانند جايگاه ادبيات داستاني استان ايلام را ارتقا دهند و به بالندگي مناسب برسانند.