…………………………..
● عبدالحسین رحمتی- شاعر ونویسنده
راز ماندگاری هشت فصل عشق و حماسه از خاکریزهایی میگذرد که سجدهگاه فرشتگانی بود که هر روز به پابوس بچههای آسمان میآمدند. انگار برای خوبان وادی معرفت، این هشت سال، هشت پله تا ملکوت بود. خوبانی از جای جای خاک میهن آمدند تا سرباز وطن شوند. آمدند برای برای دفاع ازمرزها، تا مثل همیشه، مرز وطن، پرگهر بماند. هشت سال دفاع جانانه، هشتسال سرودعاشقانه، فقط ازملتی برمیآید که ترجمان عشق وایمان وحماسهاند. همان استعدادهای درخشانی که طراح عملیات فتح خرمشهر شدند و ۱۹هزار اسیر عراقی را به پشت جبهه فرستادند. همان جوانان بی ریایی که درفتح المبین، تاریخ را با سربلندی ورق زدند.
هفتهی دفاع جانانهی این ملت که از راه میرسد، خاطرههای آن سالها دوباره زنده میشوند. یادش بهخیر آنسالها، یادش بهخیر آن روزها، آن روزهای تلخ و شیرینی که بر ما گذشت.آن نسل عاشق، آن جوانان رشیدی که تا آخرین گلولهها جنگیدند تا وطن از نفس نیفتد را هرگز فراموش نخواهیم کرد و من عهد کردهام که تا زندهام به حرمت نام ومرامشان، به احترام آن همه ازخودگذشتگی وعشق وایثار، برایشان بنویسم.
دعاکنیدبمانم به پای میهنم ایران
غزل غزل بسرایم فقط به عشق شهیدان