……………………………..
✍ عبدالصاحب ناصری/ فعال فرهنگی
صلح سبز حسنی با قیام سرخ حسینی، ناسازگاری ندارد بلکه این دو سلوک، دو پاسخ و مواجهه با دو موقعیت متفاوتاند برای صیانت از یک اصل؛ “اسلام و جامعهٔ اسلامی!”
عاشورا، تجلی تقابل خردمندانه و بیواهمه با تحریف آشکار دین از سوی حکومت پلید یزید بود.
در عصر امام حسن(ع) مشارکت انگشتشماری نیروی وفادار برای جهاد با عمق نفوذ دشمن، حفظ خون مسلمین و تعهد بر سلوک و سیره نبوی در اداره امور، محور اصلی و دال مرکزی زمان سنجی و تصمیمگیری آن فرخنده امام هدایت بود. تصمیم امام بر توقف جنگ، بر پایهای مهمترین اصول حجتآفرین شکل گرفت.امام هرگز طریق اصولفروشی نگزید و در دام تندروانی نیفتاد که بر گرد شعار شیطانی و انحرافی« مذل المؤمنین » تجمع کردند.
آن امام همام به حکم مصالح برتر، حکومت را واگذار کرد، اما حقانیت جریان امامت و هدایت را هرگز! شمشیر را نهاد، اما دلیل و تبیین را نه!
از جنگ دوری گزید، اما جبهه پاسداری فکری و اعتقادی از مکتب رسول رحمت و سعادت بنیان نهاد.
در فضای غبارآلودی که طوفان شن شایعه شیادان، آفتاب علی را در محاق برده و راههای روشن رهایی در واویلای تهاجم تزویر و تردید، گم شده، عرب در گواهی و داوری، تفاوت شتر ماده و نر را نادیده گرفته، در شام تاریک، علی راهزنی از راهزنان حجاز تعریف و معرفی میگردد، در عصری که جنگهای طولانی طاقت فرسا بر امامی تحمیل میشود که هنوز تصویر دستان در هم گرهخورده و بر آسمان برآمده محمد(ص) و علی (ع) بر فراز قلهای بلند که از جهاز شتران تدارک دیده شده، در کنار برکه غدیر در قاب دهها هزار چشم است و بسیاری از آن چشمان در نبردهای علی، یا پرده پلکها را بر پیدایی حق پایین کشیده یا دیدهبان سپاه دشمناند و در چنین فضایی که جامعه آکنده از خستگی جنگ و زخم و خون است و تیغ فرسایش بند از بند بندگی و ایمان و اقتصاد و اعتقاد بسیاری مردمان بریده، حسن، پسر علی و فاطمه، نوه محمد(ص) آیا جز صلح باید تدبیر کند و تیغ در نیام کشد؟!
صلحِ امام و امامِ صلح، الگویی جاودانه برای تمام کسانی است که در پرتو دیانت و عقلانیت بار تدبیر امور و حفظ سرمایه مال و جان جامعه را بر دوش میکشند و تکلیف رفاه و رهایی و رستگاری ملک و ملت بر عهده آنان است.چرا که شیعه وارث بیپایان عزت، حکمت و مصلحت است.