…………………………………….
✍️ افشین ابراهیمی
در میان شخصیتهای اثرگذار تاریخ، گاه با انسانهایی روبهرو میشویم که نمیتوان آنان را تنها با عناوین سیاسی، نظامی یا مدیریتی تعریف کرد. گستره شخصیت آنان فراتر از مسئولیتهای رسمی است و لایههایی از فرهنگ، اندیشه، هنر و معنویت را نیز در بر میگیرد. در نگاه هواداران رهبر شهید، او از همین سنخ شخصیتها بود؛ رهبری که صلابت میدان را با لطافت کلام، و اقتدار تصمیم را با ظرافت اندیشه درهم آمیخته بود.
شعر، زبان جان است؛ زبانی که انسان را به تأمل، حقیقتجویی و شناخت عمیقتر از جهان فرامیخواند. شاعری، شیوهای از نگریستن به هستی است؛ نگاهی که در دل سختیها نیز روزنهای از امید، زیبایی و معنا مییابد. از همین رو، هرگاه روح شاعرانه با مسئولیتی بزرگ همراه شود، تصمیمها بر پایهی اخلاق، فرهنگ و کرامت انسانی اتخاذ میشوند.
در روایت علاقهمندان او، رهبر شهید شخصیتی بود که در کنار مسئولیتهای خطیر، پیوند خود را با ادب و فرهنگ حفظ کرده بود. او به شعر، به مثابه جلوهای از هویت فرهنگی و ابزاری برای انتقال ارزشها مینگریست. همین پیوند میان اندیشه و هنر، در نگاه آنان، از او چهرهای ساخته بود که قدرت را از فرهنگ جدا نمیدید و ایمان را با زبان زیبایی بیان میکرد.
رهبری، اگر از سرچشمه فرهنگ و حکمت سیراب شود، علاوه بر مدیریت امروز، افقهای فردا را نیز میبیند. چنین رهبری، افزون بر شناخت واقعیتهای میدان، به ساختن روح جامعه نیز توجه دارد؛ زیرا میداند که تمدنها، با فرهنگ، اندیشه و هویت خویش ماندگار میشوند.
از این منظر، تعبیر «شاعرانههای رهبری»، توصیفی از شخصیتی است که هوادارانش او را برخوردار از نگاهی میدانند که در آن عقلانیت و احساس، صلابت و لطافت، و مسئولیت و فرهنگ در تعارض با یکدیگر نیستند، بلکه یکدیگر را کامل میکنند. در چنین نگاهی، شعر به کلام جان بدل میشود و رهبری به مسئولیتی که با اخلاق، بینش و فرهنگ معنا پیدا میکند.
شاید راز ماندگاری برخی شخصیتها نیز در همین باشد؛ اینکه آنان هم در عرصه عمل اثر میگذارند و هم در قلمرو اندیشه و فرهنگ نیز الهامبخش میشوند. قدرت، اگر با فرهنگ همراه نباشد، دیر یا زود فرسوده میشود؛ اما قدرتی که بر پایه اندیشه، اخلاق و هنر استوار باشد، در حافظه تاریخی ملتها جایگاهی پایدارتر مییابد.
از این رو، هنگامی که از شاعرانههای رهبری سخن میگوییم، مراد، سخن از روحیهای است که زیبایی را در کنار مسئولیت مینشاند، فرهنگ را همپای اقتدار میداند و باور دارد که بزرگترین رهبران، افزون بر ساختن تاریخ، در ساختن فرهنگ نیز سهمی ماندگار از خود بر جای میگذارند.