دزدان اقتصاد؛ دزدان اعتقاد

IMG_20210211_222025_762

………………………………………….

● عبدالصاحب ناصری/ فعال فرهنگی

همهٔ موجودیش چند عدد تخم مرغ محلی بود. مادر بزرگ پیر، حلب جا روغن را آورد، مقداری کاه در آن ریخت و تخم مرغ ها را در آن جاسازی کرد، انگشتر نقره ای با نگین فیروزه ای را که خاطرات سالیان دور جوانیش در خود ضبط کرده بود، چرخی زد و از انگشت بیرون آورد، در تکه پلاستیکی پیچید و با دستانی که چونان شاخه های بید مجنون می لرزیدند، گره زد و روی تخم مرغ ها گذاشت و درب قوطی را به زحمت بست

 و زیر بغل گرفت و تحویل وانتی داد که در دِه می گشت و برای جبهه ها کمک های مردمی جمع می کرد. در دیار دیگری به فاصلهٔ صدها فرسنگ، مادری به استحکام دلش، پیشانی بند سبز ” یا فاطمة الزهرا ء ادرکینی ” را محکم بر پیشانی جوان رشید سرو قامتش گره می زد و از زیر قرآن می گذراند و با خیل جوانان دیگر روانهٔ میدان کارزار با دشمن می کرد.

آوای ” با نوای کاروان ” و ” ای لشکر حسینی” و ” ای لشکر صاحب زمان”و ده‌ها نوای مذهبی دیگر در کوی و برزن این مملکت می پیچید و غیرت ملی و مذهبی را به غلیان آورده و مردم بر پایهٔ سترگ ترین ایمانیات و اعتقادات خویش، از سرمایه و جانمایهٔ خود برای غلبه در جنگی نابرابر، در اوج اخلاص و ایثار هزینه می کردند. بر مبنای همین اعتقادات، جوانان این ملت در میادین خوف و خطر و خون و بمب و باروت، بر تیر و ترکش آغوش گشوده، به استقبال شهادت می رفتتد و ملت در تشییع پیکر صدچاک غرق خون فرزندان رشبدش و باز بر بنیان همان ایمانیات می‌سرود: ” تمام لاله‌های پرپر ما، نثار مکتب پیغمبر ما “

گاه در یک شهر و در یک روز، پیکر پاک صدها مجاهد دلیر شهید، همزمان تشییع می شد.روحیهٔ جهاد و شهادت و همبستگی ملی و تعاون، فضای جامعه را در برگرفته بود.

و من در متن این فرهنگ، نوجوانی و جوانی ام را سپری نموده ام.

جهاد و دفاع که به پایان رسید، به تدریج طبقات نوظهوری پدید آمد. دو گروه به جد در غارت باورهای مردم، غیرت! کردند:

” دزدان اقتصادی ” و ” دزدان اعتقادی “

گروه نخست دست در جیب بیت المال کردند و بی پروا به چپاول پرداختند و گروه دوم به مصادرهٔ باورها و ارزشها و ایمانیات مردم پرداختند و خود را مالک الرقاب عقاید الناس دیدند. آن از اقتصاد مردم می دزدید و این از عقیده شان، آن با مرکبش فخر می فروخت و این با پینهٔ پیشانی اش!

آن برج می ساخت و این بارو! آن از مال مردم و این از باور مردم!

و ملتقای آن و این، یک نقطه بود؛ ” فساد “، ” چپاول “، ” دست درازی و دست اندازی ” ، ” تفرعن و تحقیر ” !

در پیوند ” پول ” و ” پینه ” و در الحاق

 ” دزدان اقتصاد و اعتقاد ” ولیدهٔ عجیب الخلقه‌ای پدید آمد به نام ” دزدان اعتماد “، این نوظهور، همه چیز خوار است! اقتصاد و اعتقاد را یک جا می بلعد، یک دستش در جیب قدرت است و دیگری در جیب ثروت! ذوالجناحین است و همه جا حضور دارد و چون اجنه ردّ پا از خود به جا نمی گذارد!

” دزدان اعتماد ” آتشی هستند که تر و خشک با هم می سوزانند و صغیر و کبیر ندانند و نشناسند! اما با این احوال هول انگیز می شود کاری کرد. تاریخ تجربه ها فراروی ماست، تاریخ ماییم در گذشته و با تجارب حال.

ما می توانیم سه گانهٔ ” دزدان اقتصاد و اعتقاد و اعتماد ” را منهزم کنیم، راهش نشستن در مکتب و درس آموختن از همان مادر بزرگی است که تخم مرغ ها و انگشتری اش را بخشید و آن مادری که جوانش را از زیر قرآن گذراند و آن جوانانی که جسم و جان فدا کردند! برگشت به آن روح تعاون جمعی و فداکاری ملی، اما به این شرط که همه دیده بان باشیم، ” دیده بان اقتصاد، اعتقاد و اعتماد ملت “.

تاریخ تمدن و فرهنگ این ملت افعی هفت سر را سر بریده، این اژدهای سه سه‌سر را نیز.

با این نگاه و با توکل به خداوند، فردای ما، فردایی سرشار از امید و آبادانی و افتخار خواهد بود.

مطالب مرتبط

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *